کرامت در قرآن(1)
تاریخ پخش: ۰۶/۰۶/93
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
بحث در دههی کرامت پخش میشود. در دهه کرامت تولد حضرت معصومه، تولد شاهچراغ، تولد امام رضا، این تولدها در یک دهه قرار گرفته و اسمش را دهه کرامت گذاشتند. اسم به جایی است.
وقتی به من گفتند: صحبت کن، من گفتم: نمیشود تجلیل کرد. آن مقداری که ما میتوانیم تجلیل کنیم، بیاییم یک بحث قرآنی راجع به کریم و کرامت کنیم. نمونههای کرامت را بگوییم. چون میگویند: اگر میخواهید در جامعه گناه کم شود، به افراد شخصیت بدهید، مردم را محترم شمارید گناه کم میشود. اگر من عصبانی شدم خواستم فحش بدهم... یک نفر به من گفت: آقای قرائتی تو آقا هستی! تو روحانی هستی، فوری خودم را نگه میدارم. توجه به من دادند که تو یک روحانی هستی، فوری خودم را نگه میدارم. یعنی همین که به من توجه بدهند تو روحانی هستی، نباید تند شوی، نباید حرف بد بزنی، توجه به این کنم.
1- مقام علمی حضرت معصومه علیها السلام
بحث خوبی از نظر قرآن و حدیث درآمد. منتهی یک جمله هم برای حضرت معصومه بگوییم. من به این جمله تازه برخوردم. جمعی سؤالات پیچیده و علمی داشتند. در خانه امام کاظم آمدند و در را زدند، نامهها و سؤالها! حضرت معصومه(س) آمد پشت در گفت: پدرم نیست. چه کار دارید؟ گفتند: ما خیلی سؤال داریم و از راه دور آمدیم. کلی سؤال جمع کردیم. فرمود: بدهید من جواب بدهم. شما؟ گفت: بله. سؤالها را به ایشان دادند و ایشان هم نشست همه را جواب داد. این جوابها را برداشتند. داشتند میرفتند در راه برگشت امام کاظم را دیدند. گفتند: آقا شما خانه نبودید. ما کلی سؤال داشتیم. حضرت معصومه جواب داد. گفت: دخترم جواب داده است. بدهید ببینم چه گفته است؟ نامهها را گرفت و یکی یکی نامهها را خواند. دید عجب جوابهایی داده است! آن وقت سه بار فرمود: «فداها ابوها»! این کلمه را پیغمبر برای حضرت زهرا گفت. پیغمبر(ص) (صلوات حضار) پدرش قربانش برو! «فداها ابوها»! این «فداها ابوها» عاطفی نیست که خوب ما هم به بچههایمان میگوییم: قربانت بروم. در کوچه هم به دیگران قربان شما میگوییم. این مقام علمی حضرت معصومه است. اسمش را هم روز دختر گذاشتند، منتهی حالا دخترهای ما قدر خودشان را ندارند. اسلام میگوید: دختر خانم تو عزیز هستی، کریم هستی، ارزش داری، خودت را حراج نکن. اگر کسی خواست به تو نگاهی کند، به شرطی حق دارد نگاهت کند که تمام زندگیات را اداره کند. اگر خانه، ماشین و تلفن و تمام زندگی تو را تأمین کرد، حق دارد نگاه کند. تو چرا خودت را در خیابان حراج میکنی؟ سیب زمینی که نیستی. طلا هستی. حجاب یعنی طلا هستی. سیب زمینی نیستی که خودت را حراج کنی. این مفت میگوید: سینه و دست و بازوی مرا ببینید.
ادامه مطلب
خطر سبک شمردن نماز
تاریخ پخش: 30/05/93
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
چون بینندهها بحث را شبی میبینند که شب شهادت امام صادق(ع) هست، یک حدیث معروفی از امام صادق است که ما روز قیامت به کسانی که نماز را سبک شمرند کمک نمیکنیم. من این سبک شمردن نماز را دیشب مطالعه کردم، حدود سی رقم استخفاف از سی گروه نوشتم. همه اینهایی که پای تلویزیون هستند ببینند که خدای نکرده گرفتار این نباشیم.
1- محروم شدن از شفاعت اولیای خدا
موضوع: سبک شمردن نماز. «لَا یَنَالُ شَفَاعَتَنَا مَنِ اسْتَخَفَّ بِالصَّلَاةِ» (کافی/ج3/ص270) شفاعت ما به کسی که نماز را خفیف شمارد، نمیرسد. استخفاف نماز را از کجا شروع کنم؟
1- عدم شناخت نماز، این برای وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم و ارشاد و تبلیغات و صدا و سیما و کسانی که مسؤولین فرهنگی هستند. باید اسرار نماز را به مردم بگویند. نماز راز دارد. وقتی از امام رضا میپرسند چرا نماز صبح را بلند بخوانیم، مغرب را بلند بخوانیم، نماز ظهر را آرام بخوانیم؟ امام رضا فرمود: این راز دارد. صبح و مغرب در تاریک و روشنی است. داد بزن! ظهر هوا روشن است، میبینند. نیازی به داد زدن نیست. وقتی سؤال میکنند دو سجده چیست؟ میفرماید: سجده اول نشان دهنده این است که ما اول خاک بودیم. خاک گندم و برنج شد. گندم و برنج نطفه شد و نطفه انسان شد. سجده اول یعنی خاک بودیم. سر از سجده برمیداریم، یعنی به دنیا آمدیم. سجده دوم یعنی... یعنی به خاک برمیگردیم و میمیریم. از سجده دوم سر برمیداریم یعنی قیامت میشود. نماز راز دارد. پر از راز و رمز است.
وقتی شما رکوع میروید، میگویید: «سبحان ربی العظیم» نمیگویید: «سبحان ربی الاعظم». در سجده میگویید: «سبحان ربی الاعلی» زور عظیم بیشتر است یا زور اعلی؟ بگویم: عالم و اعلم، کدامیک مهمتر است؟ اعلم! عظیم چون وقتی آدم خم میشود، هنوز تواضعش... مثل آدمی که خم میشود عکس میگیرد، نصف اتاق را میتواند عکس بگیرد. اما یک کسی که خوابیده عکس بگیرد، تمام سقف را عکس میگیرد. کسی که خم شد، خدا نزد او عظیم است. وقتی زمین خورد، خدا نزد او عالی نیست، اعلی است. در دعا داریم وقتی وضو می گیریم، صورتت را میشویی بگو: خدایا در قیامت بعضی از مجرمین صورتشان سیاه است، آن روزی که مرا زنده میکنی، رو سیاه نباشم. وقتی دست راستت را میشویی، دعایش این است که خدایا روز قیامت نامه عمل مرا دست راستم بده. مثل در کلانتری یا ارتش یک سرنیزه است. این سرنیزه یعنی چه؟ یعنی اینجا محل قدرت است. سر نیزه یک نشانه است.
2- نشر معارف و اسرار نماز در مراکز آموزشی
ادامه مطلب
نوع مطلب : متن مسابقه قرآنی ،
برچسب ها : درسهایی از قرآن، درسهایی از قران، درس هایی از قران، جواب درسهایی از قران، پاسخ درسهایی از قرآن، جواب درسهایی از قران این هفته، جواب سوالات درسهایی از قرآن،
لینک های مرتبط : پاسخ سوالات مسابقه درس های از قرآن، پاسخ سوالات مسابقه درس هایی از قرآن،
تاریخ پخش: 16/05/93
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
مسألهی آب خیلی در قرآن آمده است. اول اینکه میگوید: هر موجود زندهای از آب است. «وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ» (انبیاء/30) سرچشمهی هر زندهای آب است. «خَلَقَ کُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماء» (نور/45) آب قبل از خاک بوده است. «وَ کانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماء» (هود/7) قرآن میگوید: قبل از اینکه سلطهی خدا بر خاک باشد، بر آب است. در زندگی ما، حیات ما آب است. شرط آبرسانی، اسلام نیست، به کافر هم باید آب داد.
1- تأمین آب برای کافر و دشمن
در یک ماجرایی، در سفری یک نفر دست تکان میداد. امام صادق به یارانش فرمود: برای چه دست تکان میدهد؟ یاران رفتند و برگشتند، گفتند: تشنه است. گفت: آب دادید؟ گفتند: نه. فرمود: چرا؟ گفتند: یهودی است. فرمود: یهودی باشد. مگر به یهودی میشود تشنگی داد؟ بروید آبش بدهید. آب را نباید قطع کرد.
حضرت امیر میفرماید: اگر به جنگ میروید دشمن را بکشید، یا دشمن شما را بکشد، آب را قطع نکنید. آب را مسموم نکنید. جنگ هم اخلاقی دارد. فحش ندهید، به کسی که فرار میکند، در کمرش تیر نزنید. جنگ هم اخلاقی دارد.
ادامه مطلب
تاریخ پخش: 09/05/93
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
عزیزان بحث را در تابستان 93 گوش میدهند. من به پروندههای بحثهایم مراجعه کردم، سالهای 64 و 73 یکی دو بار بحث اسراف را داشتم. دیشب باز پروندهها را دیدم، میخواهم راجع به اسراف و صرفهجویی به خصوص در آب صحبت کنم. چون شنیدم در بعضی استانها جیره بندی آب کردند. وزیر محترم هم دستور داده است این کار را نکنید.
من به عنوان معلم قرآن اگر از قرآن گفتم قبول کنید. قرآن چند آیه دارد، اگر این آیهها درس زندگی ما باشد، خیلی از مشکلات حل میشود. یکی از آیات این است که...
بسم الله الرحمن الرحیم، موضوع: صرفه جویی است. قبل از اینکه بحث کنم، همه ما که این بحث را میشنویم از خدا عذرخواهی کنیم. خدایا هرچه اسراف کردیم، اسرافهای گذشته ما را ببخش. باید توبه کنیم. چه کسی است که اسراف نکرده است. بحث صرفهجویی براساس یک عقایدی است که قرآن میفرماید: «بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ» (آلعمران/195) یعنی من از شما هستم و شما از من هستید. اگر به این آیه عمل کنیم حاضر نیستیم، هرچه دلمان میخواهد از چاه آب بکشیم و بگوییم: زمین خودم است. بالاخره آب زیرزمینی برای شما نیست، گرچه از خانه شما بیرون میآید اما برای همه است. اگر این آبی که برای همه است، چون من استخر دارم، آب را برای خودم بکشم، بالاخره این خودش را نشان میدهد.
ادامه مطلب
حکمت در قرآن(2)
تاریخ پخش: 26/04/93
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
چند شبی راجع به کمک به مردم، شیوه کمک، چه بدهیم، چگونه بدهیم، صحبتهایی شد. به آیهای رسیدیم که بین آیات کمک رسانی به مردم، میگوید: «وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثیراً» (بقره/269) دوباره بحث کمک به مردم را مطرح میکنیم. بحث این است که حدود سی آیه تقریباً میگوید: کمک کنید. بین این سی تا یک مرتبه میگوید: حکمت بهتر است. حال اینکه اینجا بحث حکمت نبود. این آیه این وسط چه میکند، مطالبی را ما گفتیم.
ادامه مطلب
آفات خدمت به ديگران
تاريخ پخش: 19/04/93
بسم الله الرحمن الرحيم
«الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي»
يکي دو شب راجع به خدمت صحبت کرديم. در اين جلسه ميخواهم آفات خدمت را بگويم. حدود سيزده آفت را نوشتم. منتهي سه، چهار نکته هم جا گذاشتم. يکي اينکه خدمت بايد عاشقانه باشد.
1- کسالت و کراهت در انجام خدمت
قرآن ميگويد: بعضيها نماز ميخوانند اما با زور نماز ميخوانند. در حال کسالت، از نماز انتقاد ميکنند. چرا؟ براي اينکه روي عشق نميخوانند. قرآن «وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا کُسالى» (نساء/142) يعني بلند ميشود نماز ميخواند، ولي در حال کسالت است. يک آيه داريم ميگويد: پول ميدهد اما به زور پول ميدهد. «وَ لا يُنْفِقُونَ إِلاَّ وَ هُمْ کارِهُونَ» (توبه/54) پول ميدهد، اما زورکي است. عشق!
قرآن به موسي خطاب کرد که به بني اسرائيل بگويد: يک گوسالهاي بکشند. يک خرده بهانه گرفتند. گوساله شکلش چي، سنش چي، رنگش چي، بهانههاي بني اسرائيلي آوردند. آخرش کشتند. قرآن ميگويد: «فَذَبَحُوها» ذبح کردند، اما «وَ ما کادُوا يَفْعَلُونَ» (بقره/71) ذبح کردند، اما ذبح نکردند. چرا؟ چون روي عشق نبود.
مسألهي دوم اينکه خدمت بايد انتخابي باشد، نه تحميلي.
خدا آيت الله فلسفي را رحمت کند، از علماي بزرگ مشهد بود. اخوي ايشان هم از وعاظ درجه يک بود. خدا هردوي آنها را رحمت کند. روايت ميگويد: «اخْدُمْ أَخَاکَ» يعني کفشهاي برادرت را جفت کن و به برادرت خدمت کن. اما «فَإِنِ اسْتَخْدَمَکَ فَلَا» (مستدرک/ج12/ص428) ميگفت: کسي پاي منبر من ميآيد، اگر لازم باشد تجليل ميکنم. اما اگر ورقه دادند که فلاني آمده تجليل کن، ورقه را دور مياندازم. تجليل تحميلي، مثل جنگ تحميلي! تشويق تحميلي، يک چيزهايي را الکي بزرگ ميکنيم. ميگوييم: چون او ما را بزرگ کرده، يک برنامهاي هم براي ايشان بگذاريم که بدش نيايد. خدمتي خوب است که انتخاب باشد. اگر شما دستهاي مرا ببندي و بعد از جيب من پول برداري و بستني بخري، ميگويند: قرائتي سخاوت دارد!؟ مجبور هستم، دستم را بستي، از جيب من پول درآوردي و بستني خوردي. اين سخاوت نيست. سخاوت اين است که با دست خودم باشد. خدمت انتخابي، نه تحميلي، «اخْدُمْ أَخَاکَ فَإِنِ اسْتَخْدَمَکَ فَلَا»
رمضان، ماه انس با قرآن
تاريخ پخش: 05/04/93
بسم الله الرحمن الرحيم
«الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي»
عزيزان بحث را زماني گوش ميدهند که در آستانهي رمضان 93 هستيم. ماه رمضان هم ماه قرآن است. مطالبي را ميخواهم بگويم، به اميد اينکه اگر خدا نظر کند لطف خدا شامل حال ما شود، موضوع تبليغات ما قرآني، نهجالبلاغهاي و روايي شود و اگر هم بناست سخنراني کنيم، حداقل يک آيه را توضيح بدهيم.
اول اينکه عظمت رمضان به روزه است يا قرآن؟ به قرآن. چون در قرآن داريم: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآن»(بقره/185) نميگويد: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي کتب عليکم الصيام». ميگويد: ماه رمضاني که قرآن آمد. نميگويد: ماه رمضاني که روزه آمد. پيداست که اهميت رمضان به قرآن است. به ما هم گفتند: هروقت در فتنهها و اختلافات گيج شديد، از قرآن نور بگيريد. قرآن نور است و اين نور خيلي براي ما مهم است.
1- قرآن و اهلبيت، اسباب نجات در ظلمات
در قرآن يک آيه داريم، اين آيه را براي شما معنا کنم به نظرم براي شما شيرين باشد. ميفرمايد: «کَظُلُماتٍ» يعني تاريکي، «في بَحْرٍ» دريا، «لُجِّي» چرا گفته «کَظُلُماتٍ في بَحْر» تاريکي در دريا با تاريکي در زمين فرق ميکند. تاريکي در زمين فقط چراغ ميخواهيم. تاريکي در دريا هم چراغ ميخواهيم، هم کشتي ميخواهيم. حالا با نورافکن در دريا نور انداختيم، باز کافي نيست. در دريا آدم هم نور ميخواهد، هم کشتي ميخواهد. لذا حديث داريم «ان الحسين مصباح الهدي» امام حسين چراغ است. بعد ميگويد: «و سفينة النجاة» سفينه نجات است. «کَظُلُماتٍ في بَحْر» تاريکي در دريا نور کافي نيست، هم نور ميخواهيم، هم کشتي. نور ميخواهيد، امام حسين، کشتي هم ميخواهيد امام حسين. «مصباح الهدي» يعني امام حسين هم نور است، هم کشتي است.
اولياي خدا مردم را شفاعت ميکنند، اما اين شفاعت شامل حال همه نميشود. قرآن ميگويد: «فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعينَ»(مدثر/48) شفاعت بود، اما شامل حال ما نشد. امام صادق فرمود: اگر کسي نماز را ضايع کند و سبک شمرد، ما شفاعتش را نميکنيم. يک جايي ميگويند: ما شفاعت نميکنيم، اما راجع به قرآن حضرت امير در نهجالبلاغه ميفرمايد: «شَافِعٌ مُشَفَّع» (شرحنهجالبلاغه/ج10/ص18) يعني شفاعت قرآن حتمي است. شفاعت اهلبيت شايد کسي را گرفت و شايد کسي را نگرفت.
آيهاي هست اخيراً نکاتي از اين آيه به چشم من رسيده که من تقاضا ميکنم اين نکات را اگر کسي بنويسد، چيزهاي مهمي در اين آيه است. من سالها اين آيه را خواندم و تفسيرش را هم نوشتم. اما برخورد نکردم که چه خبر است! آدم گاهي وقتها از کنار يک چيزي رد ميشود فکر ميکند اين ساده است. يک پله است، بعد ميبيند اوه! خيلي عمقش زياد است.
ادامه مطلب
درسهایی از قرآن
موضوع: قرآن و مدعیان دروغگو
تاریخ پایان:1393/4/04
همچنین می توانید با ارسال عدد 5رقمی "13223" به شماره پیامک ۳۰۰۰۱۱۴ در مسابقه پیامکی بصورت جداگانه شرکت کنید.
ادامه مطلب
مقايسه حضرت مهدي با حضرت يوسف
تاريخ پخش: 22/03/93
بسم الله الرحمن الرحيم
«الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي»
عزيزاني که پاي تلويزيون هستند، بحث را نيمه شعبان گوش ميدهند. من يک بحثي داشتم، مقايسه بين حضرت يوسف و حضرت مهدي(عج) بود. بيست نکته داشتم، ديشب هم در مرکز تخصصي مهدويت در قم رفتم، جمعي از طلبهها بودند، گفتم: من ميخواهم اين بحث را در جمکران مطرح کنم. بيست نکته را خواندم، آنها هم يک چيزهايي اضافه کردند حدوداً سي نکته شد. يک تابلوي خيلي قشنگي شد، اين تابلو قابل درج در روزنامهها و مجلهها و بنرها و بروشور است. يعني هرکس اهل قلم و ذوق است، ميتواند اينها را دستمايه قرار بدهد.
سخنرانيهاي بنده و امثال بنده مثل چوب کبريت است. چوب کبريت خودش چند لحظه خاموش ميشود. چوب باريک است، ميسوزد و تمام ميشود. اما اگر هنرمندي باشد، که تا اين چوب کبريت روشن شد، وصل به گاز کند. با اين چوب گاز روشن شود. گاز غذا را بپزد، غذا سلول بدن انسان شود. انسان هم در راه رضاي خدا قدم بردارد. اين چوب کبريت تا خدا پيش ميرود. چرا؟ چوب کبريت به گاز وصل است، گاز وصل به قابلمه و غذا است، غذا به انسان وصل است و انسان به خدا وصل است. افرادي هستند که از يک جرقهها يک جريان درست ميکنند. اين يک تابلو است. بنابراين پاي تلويزيون با عنايت گوش بدهيد. نه بحث مرا، هرچيزي ميّبينيد با عنايت گوش بدهيد. موضوع بحث شباهتهايي بين حضرت يوسف و حضرت مهدي(ع).
1- جايگاه نيمه شعبان، پس از شبهاي قدر رمضان
شب نيمه شعبان بعد از شب قدر بهترين شب است. چون اين سال هم شب نيمه شعبان به تابستان خورده است و تابستان هم شبها کوتاه است، مردمي که با کم و زيادش 11، 12 ميخوابند، دو، سه ساعت اگر بتوانند بيدار بمانند، قدم بزنند، صورتشان را بشويند، يک دعايي بخوانند، هرکاري کنند که نخوابند. اگر کسي شب نيمه شعبان احيا بگيرد، آن روزي که همه دلها ميميرد، دل اين زنده است. بعضيها هم نيمه شعبان را مقدمه شب قدر قرار دادند. يعني اين بستري براي شب قدر است. اين دعاي کميلي که ما شب جمعه ميخوانيم، اصلش براي شب نيمه شعبان است. منتهي گفتند: شب جمعه هم بخوانيد. فتوکپياش براي شب جمعه است. اصل دعاي کميل براي شب نيمه شعبان است. شبي است که خدا به بشريت آن رهبري داد که همه منتظرش هستند.
ادامه مطلب
حضرت زينب(سلام الله عليها) اسوه استقامت
تاريخ پخش: 25/02/93
بسم الله الرحمن الرحيم
«الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي»
بينندگان عزيز بحث را شبي ميبينند که شب وفات حضرت زينب(س) است. موضوع بحث ما قرآن است. چند آيه که در سخنرانيهاي زينب کبري بوده، نوشتم برايتان بخوانم که هم قرآن باشد و هم يادي از اين عزيز باشد.
يک آيه در قرآن داريم فکر ميکنم بعضي از شما بدانيد. «قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا» (فصلت/30) «الْحَمْدُ لِلَّه»حفظ هستيد. کساني که گفتند، «رَبُّنَا اللَّهُ» خدا، «ثُمَّ اسْتَقامُوا» پايش هم ايستادند. بالاترين استقامت براي زينب کبري است. اصلاً شکسته نشد. ما الآن سريع شکسته ميشويم. الآن اگر من مسجد بروم، از يک ناوداني آب گل روي لباس من ريخت، ميگويم: لباسهايم خراب شد، ديگر نميشود مسجد برويم. برميگرديم زنگ ميزنيم الو! من امشب نميآيم، نماز را فرادي بخوانيد. يعني يک خرده آب گل بنده را از نماز جماعت باز ميدارد. چقدر اين ضعيف است.
اين دختر خانم، خدا را قبول دارد، خدا را هم دوست دارد. اصلاً نميشود خدا را قبول نداشت. هرکس دربارهي خدا شک ميکند، يک لحظه به خودش نگاه کند، هان! من هستم؟ بله هستم. تو که هستي پس خدا هست. چون خودت که هستي، خودت که خودت را نساختي. من اگر خودم، خودم را ميساختم شايد طوري ميساختم که پير نشوم، مريض نشوم، خوشگلتر شوم. پس: 1- من هستم. 2- خودم، خودم را نساختم. 3- هر قدرتي مرا ساخته خداست.
ادامه مطلب
آسانگيري در ازدواج و زندگي
تاريخ پخش: 18/02/93
بسم الله الرحمن الرحيم
«الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي»
در خدمت عروس و دامادهاي دانشجو هستيم. اين ازدواج دانشجويي يک خوبي دارد، که ازدواج است. يک بدي دارد که چرا از دانشجويي شروع شد. ازدواج دبيرستاني بايد باشد. ازدواج سنش در دبيرستان است، نه در دانشگاه! دانشگاه دير است. سال اولش هم دير است. منتهي ما چون يک آداب و رسومي را تراشيديم در آن گير کرديم، مثل بت پرستها شديم. بتپرستها با دست خودشان مجسمه ميتراشيدند و بعد مقابل آن گريه ميکردند. گفتند: «قالَ أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ» (صافات/95) با دست خودت تراشيدي و حالا گريه ميکني؟ ما هم با دست خودمان آداب و رسومي را به ازدواج آسان گره زديم، بعد در آن مانديم. الآن اين قيدهايي که در جامعه ما است، بسيارياش را ندارد. ازدواج خيلي آسان است.
اصل ازدواج که ميگويم بايد زود باشد، براي اين است که ميخواهد مدرکش را بگيرد. مدرک به ازدواج چه کار دارد؟ اگر يک کسي تشنه است، ميگويد: آب ميخواهم. ميگويم: آب ميخواهي؟ انشاءالله بعد از ليسانس به تو آب ميدهم! اين حرف منطقي است؟ تشنه است آب ميخواهد. لذا سن ازدواج بالا رفته و کار بسيار بدي شده است. دخترهاي سن بالا، پسران سن بالا، شما الآن هر کدام بايد سه، چهار تا بچه داشته باشيد. دير شده است.
ادامه مطلب
راههای پیشگیری از جرم(۲)
تاریخ پخش: 04/02/93
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
بحث ما دربارهی پیشگیری از جرم است. یک نگاهی به دین که بکنیم، میبینیم همه پیشگیری از جرم است. خود توحید پیشگیری از طاغوت است. خود نبوت و امامت پیشگیری از این است که انسان سراغ افراد غیر معصوم برود. نماز، خودش پیشگیری است. «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَر» (عنکبوت/45) حدود 46 نخ حقوقی من در نماز پیدا کردم. یعنی نماز در 46 مورد با حقوق مردم رابطه دارد. مثلاً نماز و حق کودک، نماز و حق همسر، نماز و حق والدین، نماز و حق همسایه، نماز و جامعه، نماز و حیوان، اگر سگی تشنه است، شما حق نداری وضو بگیری. باید آب را به سگ بدهی و تیمم کنی. سگ حق دارد. اگر یک حوضی است، آجرهایش غصبی است، وضو گرفتن در آن مشکل دارد. مکانش، زمانش، فضایش، عرض کردم 46 نخ حقوقی را البته من هم ملا و فقیه نیستم. همینطور سرانگشتی و رفتم دانشکدهی علوم حقوق، گفتم اگر ما خواسته باشیم، مردم خواسته باشند، یک نماز درست، انسان را یک آدم قانونمند میکند. یک آدمی میکند که دیگر به حق هیچکس...
اگر پدر و مادر گفت: در خانه پیش من بنشین. مسجد نرو. دختر و پسر حق ندارد مسجد برود. اگر خانم شما در خانه میترسد، خانهی شما بیرون شهر است، یا همسایهها نیستند، خلوت است به هر حال به یک دلیلی این خانم شما میترسد. شما حق نداری مسجد بروی، در خانه نماز بخوان. پیامبر نمازش را طولانی کرد، گفتند: یا رسول الله طولانیاش کردی؟ فرمود: این کوچولوها روی کمرم رفتند بازی کنند، میخواستم بازی بچهها بهم نخورد. خود «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَر» خوب!
ادامه مطلب
صرفهجویی در مصرف آب
تاریخ پخش: 28/01/93
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
در خدمت خواهران و دختران عزیز هستیم، مسألهی زن و دختر، اسلام و قرآن خیلی روی آن تکیه کرده است. مثلاً در کمالات چند جای قرآن میفرماید: «مِنْ ذکرٍ أوْ أُنْثى» (آلعمران/195) آخر سورهی آل عمران میفرماید: «إِنّ فی خلْقِ السّماواتِ و الْأرْضِ و اخْتِلافِ اللّیْلِ و النّهارِ لآیاتٍ لِأُولِی الْألْبابِ» (آلعمران/190) در آفرینش زمین و آسمان نشانههایی برای اولوالالباب است. اولوالالباب کسانی هستند که اینگونه هستند و اینگونه هستند. صفاتشان را میگوید. بعد خداوند میگوید: این اولوالالبابی که اینگونه هستند، «مِنْ ذکرٍ أوْ أُنْثى» هستند. یعنی زن و مرد در تمام کمالات دوش به دوش هم هستند. این یک آیه است.
در سورهی احزاب میگوید: «إِنّ الْمُسْلِمین و الْمُسْلِماتِ و الْمُؤْمِنین و الْمُؤْمِناتِ»، «و الصّائِمین و الصّائِماتِ»، «و الذّاکِرین اللّه کثیراً و الذّاکِراتِ» (احزاب/35) همینطور میگوید، بعد در آخر میگوید: خداوند برای هردوی آنها مزد یکسان قرار داده است. طبق قرآن، نه مرد سالاری در اسلام است، نه زن سالاری. حق سالاری است، هرکس حق میگوید. یکجا زن حق میگوید و یکجا مرد حق میگوید.
ادامه مطلب
پیشگیری در مسائل خانوادگی و اجتماعی
تاریخ پخش: 21/01/93
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
بینندگان بحث را آغاز سال 93 میبینند. سال نو را تبریک میگویم به همهی عزیزان. موضوع بحث پیشگیری است و من 50، 60 راه اینجا راجع به پیشگیری نوشتم. یک مسألهی مهمی هم هست. الآن مشکل کشورهای اسلامی همین است که یک عده البته با دلارهای بیگانگان، حالا یا شبکه درست میکنند، یا روزنامه درست میکنند، یا افرادی را دورههایی میبینند بدون اینکه توجه به حکمت و عدالت و عقل و دین داشته باشیم، برمیداریم یک کلمات تحریک آمیزی را میگوییم. هرچند مقام معظم رهبری میفرماید که به مقدسات دیگران جسارت نکنید. قرآن بخوانم. نه رهبر گفته، خالق رهبر گفته است. «وَ لا تَسُبُّوا الَّذین» (انعام/108) به بت پرستها هم فحش ندهید. برای آنکه آنها هم به خدای شما فحش میدهند. «فَیَسُبُّوا اللَّه»، «وَ لا تَسُبُّوا... فَیَسُبُّوا» اگر شما فحش بدهید آنها هم فحش میدهند. یک عده دارند کلمات نابهجا میگویند. آنوقت نتیجهاش مسلمان کشی، شیعه کشی، در دنیا است.
سیمای فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
تاریخ پخش: 14/01/93
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
راجع به حضرت زهرا(س) مطالب زیادی را من یادداشت کردم بگویم، در جلسهی قبل چند مورد را بیشتر نگفتم. ولی چون بحث در ایام فاطمیه است و دو تا فاطمیه داریم، البته شب شهادت نیست، اما در ایام فاطمیه است، من یک خرده راجع به زن و حقوق زن و مقام زن میخواهم صحبت کنم.
در جلسهی قبل گفتم: قرآن میگوید: زن از اولوالالباب است. چون دربارهی اولوالالباب میگوید: «مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى»(آلعمران/195)
گفتم: تمام کمالاتی که برای مرد هست، برای زن هم هست در سورهی احزاب است.
گفتم: معنای عفاف و حجاب بیسوادی و املی نیست. در خانه بنشینیم، لازم شد بیرون میرویم اما تبرّج نمیکنیم. ولی باید دانشمند شویم.
کمالات ویژهی منحصر به فرد راجع به حضرت زهرا گفتم. دختر نبوت، مادر امامت، همسر ولایت، دختر معصوم، همسر معصوم، مادر معصوم، منحصر به فرد است. اول شهید ولایت منحصر به فرد است.
1- فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، کوثر الهی
نکات دیگری میخواهم برای شما بگویم. یکی از نکاتی که هست اینکه خداوند: به زهرا فرموده: کوثر! آیهای که همه ایرانیها حفظ هستید. «أَعُوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیم». همین الآن هرکسی پای تلویزیون این را میشنود، این را بخواند. زیر یک دقیقه یک سوره، ثوابش را به حضرت زهرا هدیه کنیم. چون قرآن ثواب دارد، ثوابش برای حضرت زهرا. سورهی کوثر را همه با هم بخوانیم.
ادامه مطلب سیمای فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
تاریخ پخش: 07/01/93
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
به مناسبت سفرهای زیادی که در ایام میشود، به تقاضای مقامات پلیس گفتیم بحثی راجع به جاده و راننده و اینها داشته باشیم. دیشب این آیه به ذهنم آمد. که خداوند برای رانندگی چه گفته است؟
قرآن میفرماید: «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ» بندگان خوب خدا چه کسانی هستند؟ «الَّذینَ»کسانی هستند که «یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً»یعنی آرام. «وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً» (فرقان/63) اینها را گفتم، حالا میخواهم یک چیزهای دیگر بگویم. تا آنجا که میگوید: «وَ إِذَا مَرُّواْ بِاللَّغْوِ مَرُّواْ کِرَامًا»(فرقان/72) «هَوْناً»، «سَلاماً»، «کِرَامًا» این شیوهی رانندگی در قرآن است.
1- تواضع در برابر مردم، لازمه بندگی خدا
خوب میگویند: در صدر اسلام که ماشین نبوده است. میگوید: اینطوری بروید. حالا با پا میخواهی بروی. با اسب میخواهی بروی. با شتر میخواهی بروی، مهم نیست، میگوید: راه رفتن تو اینطور باشد. میگوید: بندهی خوب خدا اولش هم گفته، اگر عبد باشد. و اگر بند به رحمت باشد. نگفته عباد الله! گفته: «عباد الرحمن». «عباد» عبد است، یعنی بنده. و آن هم بندهای که میخواهد از رحمت دریافت بگیرد. کسی که بندهی خداست، و در مدار رحمت قرار میگیرد، این اصلاً آرام هست. این گردن کلفتیها در اسب سواری، ماشین سواری، موتور سواری یا هرچه، این پیداست انسان فراموش میکند که بندهی خداست. «یَمْشُونَ عَلىَ الْأَرْضِ هَوْنًا»، «هَون»یعنی باوقار، آرام برویم.
خانه تکانی دلها در ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
تاریخ پخش: 22/12/92
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
عزیزانی که پای تلویزیون هستند، بحث را شب جمعهای میبینند که در آستانهی شهادت حضرت زهرا هستیم. البته برای حضرت زهرا را دو تاریخ شهادت گفتند. چرا حضرت زهرا دو تا شهادت دارد، فاطمیهی اول و فاطمیهی دوم. «سبعین» یعنی هفتاد روز پس از رحلت پیامبر(ص) یا «تسعین» یعنی نود روز! در روایات کلمهای است که هم به «سبعین» میخورد و هم به «تسعین».
بعضی از علما فاطمیهی اول را عزاداری میکنند، بعضی فاطمیهی دوم را. شهادت رسمی در کشور ما یکی بیشتر نیست. در آستانهی عید نوروز هم هستیم. که وقت خانه تکانی است. دیشب دو عزیزی در ستاد نماز آمدند و راجع به خانه تکانی حرفهایی زدند، من خیلی خوشم آمد حرفها را نوشتم و بین خانه تکانی معنوی و خانه تکانی مادی بیست نکته است. از خانه تکانی بگویم که در آستانهی نوروز هستیم و بعد هم راجع به حضرت زهرا صحبت کنیم. صلواتی بفرستید. (صلوات حضار)
1- مقایسه خانه دل با خانه گِل
موضوع، خانهی دل و خانهی گِل. در خانه تکانی، حساسیت هست که در عید خانهتکانی کنند. هرچه مادی هست فتوکپیاش هم است. یعنی اگر هجرت مادی هست که از شهری به شهری و از کشوری به کشوری هجرت میکنند، مهاجرت میکنیم. قرآن میگوید: از عیبهای خودت هم هجرت کن. «وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ» (مدثر/5) رُجز یعنی پلیدی. یعنی از پلیدیها هجرت کن.
اگر رزق مادی هست، خوراک. رزق معنوی هم هست، «اللهم ارزقنی حج بیتک الحرام» حج هم یک رزق است. علم هم یک رزق است. روزی فقط این نیست که وارد معده میشود. آن فکر خوبی هم که وارد مغز میشود آن هم روزی است. من چند سال پیش یک وقتی این بحث را داشتم. لباس ظاهری اگر داریم که «وَ ثِیَابَکَ فَطَهِّرْ» (مدثر/4) لباس معنوی هم داریم. «و لباس التقوی» رزق مادی، رزق معنوی. لباس مادی، لباس معنوی. حالا امروز بحث شبیه این است. خانه تکانی دل، خانه تکانی گل.
ادامه مطلب